امروز تاسوعای حسینی هست.دسته شروع شده و صداش داره میاد ولی نوبت آبیاری ماست.ومن هم منتظرم یک ربع دیگه آب را ببندم.تا ساعت یازده و ربع که فرگعای موتور را به علت تابستان قطع میکنن تا ساعت چهار بعد از ظهر
علی با مادرش خونع ما هستن و کوثر هم به تنهایی رفت دسته.مرضیه هم برای برادرش احسان میدن دعوت کرده
وام علی را هم دیروز ریختن با کسر ۲.۴۰۰ و ۱.۲۰۰
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
فردا قرار هستبرم از تبریز کف کاشی بدای دسشویی حمامی که در داخل خانه ساختیم بخرم
پدر میگه پاهاش درد میکنه
مادر را هم دیروز آوردم دکتر جباری پاهای مادر هم درد میکند
خدا هر دوتاشان را صحت وسلامت کامل بده به زودی انشاالله.کوثر هم میخواهد قطره به بینی اش قطره بندازد
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
emroz kosar mariz bood, tab esh bala bod.bordimesh be doktor alan ham khabide
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
امروزدندانهای جلوی مادرش را آقاجانی درست کردوفردا دو تای دیگر را درست میکند.کوثر هم از جلو وپایین یک دندان در آورده.خیلی شلوغ شده.خثا حفظش کند وخوشبخت وعاقبت بخیر شود انشاالاه.
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی
برچسب:
نویسنده: غزل حبیبی